آسمانآسمان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 27 روز سن داره

من و نی نی خوشملم

روزی که مامانی رفت

سلام دختره نازه خیلی وقته برات چیزی ننوشتم   روزای سخت و تلخی میگذرونم مامانی خوب و مهربون از پیشمون رفت خیلی ناگهانی اونم وقتی من فقط 4 ماه بود که مامان شده بودم   روز قبلش یعنی درست 2 ماه پیش همچون روزی مهون ما بودن کلی خوش گذشت ولی هر کار کردم شب نموندن با بابا محمد بردیم رسوندیمشون خونه بابایی برامون آب طالبی درست کرد تو انقدر نگاه کردی که مامانی با قاشق یکم بهت داد و تو اولین چیز بود که خوردی بعد اومدیم خونه فرداش هم همه چیز خوب بود عصری با مامانی حرف زدم بدون این که بدونم قرار 1 ساعت بعد از پیشم بره .تلفن زنگ زد بابا بردشت بابایی بود گفت حال مامانی بد بابا گفت زود حاضر شو حال مامان وایییییییییییییییی مردم انقدر خودو ز...
4 شهريور 1392

بدون عنوان

سلام دختر نازم .پارسال همچون روزی فهمیدم که شما گل نازم اومدی تو دلم واقعا بهترین و قشنگ ترین روز زندگیم بود هنوز که یادش میافتم دلم میلرزه پارسال همچون موقعی شما یه کنجد کوچولو بودی و حالا انقدر بزرگ شدی الهی مامان قربون قدت بشه عشقم.دختره نازم شما عمر منی قلب منی جون منی چشم منی اصلا همه کس مامانی میخوام واست بمیرمممممممممممممماینم یه عکس 2 نفره از من و آسمان نازم     آسمان قشنگم خیلی خوشحالم که خدای مهربون شمارو بهم داده خدا جونمممممممممممممم ممنونمممممممممم ...
1 تير 1392

4 ماهگی آسمان عشقممممممممم

سلاممممممممممم دختره خوشگل مامان .عشق مامان 4 ماهه شدی و 4 ماه با همه سختی ها و شیرینی هاش گذشت. باورم نمیشه بعضی وقتا باورم نمیشه که من مامان شدم وای که لذت بخشه این مادر شدن آسمان قشنگم دیروز بردیمت برای واکسن با مامانی و بابا محمد الهی قربونت بشم که غریبی میکنی تا رسیدیم چون شلوغ بود شروع کردی به گریه کردن منم که از شب قبل استرس داشتم و نتونستم خوب بخوابم خیلی سخت بود وقتی فکر لحظه زدن واکستنو میکردم دلم میریخت ولی بالاخره نوبتت شد و مامان برات بمیره نتونستم بیام تو مامانی بردت بابا هم دلش نیومد دم در وایساد وقتی صدای گریتو شنیدم مردم ولی الهی شکر زود اروم شدی و اومدیم تو ماشین بهت جی جی دادم زود خوابیدی بعدم اومدیم خونه مامانی تا ...
29 خرداد 1392

بدون عنوان

سلامممممممممم قلب مامان .الهی من قربونت بشم نمیدانی چقدر دوست دارم واقعا میخوام برات بمیرم .هر چی بزرگتر میشی عسل تر میشی و من بیشتر عاشقت میشم. دختره نازم این روزا مامان خیلی خوشحال چون دل دردای شما خوب شده و دیگه شبا گریه نمیکنی (خدارو شکر)فقط خیلی بغلی شدی تا میزاریمت زمین گریه میکنی البته از تلویزیون خوشت میاد ولی زود خسته میشی و میگی بغلت کنیم بیچاره بابا محمد انقدر بغلت کرده دست درد گرفته شما هم که بیشتر تو بغل بابا میخوابی دیشب انقدر تو بغلش راهت برد تا خوابیدی صبحا که از خواب بیدار میشی البته بهتر بگم ظهر چون مثل مامان تنبلی و تا 1 و 2 میخوابی خیلی سرحالی و کلی واسمون میخندی و دلبری میکنی تازگی ها با عروسکات سرگرم میشی ...
4 خرداد 1392

3 ماهگی دخترم آسمان

سلامممممممممم عشق و امیدم دختره نازم الهی فدات بشم که هر روز نازترو عسل تر میشی دیگه واقعا میخوام برات بمیرم.همه زندگیم شدی دختره گلم این روزا خیلی خانوم شدی و کمتر گریه میکنی و شبا هم تا 1 و 2 میخوابی هر چند بازم دیر ولی از قبل که تا 5 بیدار بودی بهتره .دل دردات هم خدارو شکرررررررررررررررر خیلی بهتر شده .مامان نسیم به خاطر شما هیچی نمیخوره امسال حتی گوجه سبز هم نخوردم .خیلی چیزا دلم میخواد که به خاطر شما نمیخورم اشکال نداره عوضش شما حالت خیلی بهتره و دیگه خیلی گریه نمیکنی دیگه قشنگ میخندی و دل مارو میبری البته خیلی جدی هستی و باید کلی باهات حرف بزنیم تا بخندی عاشق این هستی که تو بغل بابا محمد بخوابی بابا محمد بیچاره هم 1 ساعت...
28 ارديبهشت 1392

یه شب سخت

سلام دختره نازم الهی قربونت بشم نمیدانی این روزا چقدر عسل شدی دیگه وقتی باهات حرف میزنیم میخندی و حسابی دل من و بابا محمد میبری از این روزا برات بگم چند شبی بود که دل دردات بهتر شده بود و با وجود این که شبا نمیخوابیدی ولی گریه نمیکردی و مامان کلی خوشحال بود البته بگم شب نخوابیدن خیلی اذیتم میکنه ولی صبح همه چیز یادم میره.ولی چشمت روز بد نبینه جمعه شب یعنی پریشب گفتیم شام بریم بیرون تصمیم گرفتیم بریم هاکوپیان همبرگر بخوریم رفتیم خیلی هم خوب بود و کلی مزه داد بیرون که بودیم عمو محسن زنگ زد بریم اونجا ما هم رفتیم و تو صبا کوچولو دخترای خوبی بودیدو خوابیدید منم کلی ذوق کردم که تو خوابی تا 3.5 اونجا بودیم بعد که اومدیم خونه شما بیدار شدی و م...
8 ارديبهشت 1392